همگرایی، ریشهای قدرتمند در قوانینِ جهان داشته و در دانشها و فرهنگهایِ گستردهیِ گذشته تا امروز، با اصطلاحات و نامهایِ دیگری نیز بازشناسی و معرفی شده؛ همچنین بیش از آن توسطِ انسان، موردِ ابزارسازی و بهره برداری بوده است. نامهایی مانند اثرِمرکب1 یا دکترینِهماهنگی2 که پژوهشها و مقالاتِ زیادی دربارهیِ آنها صورت گرفته یا نگاشته شدهاند، هرچند از ابعادِ گسترده و متفاوتی، مضمونِ همگرایی را درنظر داشته و به آن پرداختهاند، ازآنجمله هستند.
صرفنظر از شناختِ علمی و فلسفیِ مفهومِ آن، در این نوشتار، انگیزه برآناست تا از همگرایی به عنوانِ رویکردی اهرمی3 برایِ افزایشِ بهرهوری در کسبوکارهایِ کوچک و متوسط استفاده کرد.
ازطرفی؛ در سالهایِ اخیر، رقابتهایِ اقتصادی و اجتماعی در همهیِ زمینهها، جنبههایِ گستردهتری بهخود گرفته و افراد و گروههای مختلف برایِ رسیدن به پلههایِ بالاترِ موفقیت، از انواعِ روشها استفاده میکنند تا در نگاه و ذهنِ مخاطبِ خود، جایگاهی متمایز، پیدا یا ایجاد کنند و محصولات یا خدماتشان موردِ توجه، انتخاب و فروشِ بیشتر قرار گیرند.
از طرفی، با توجه به گستردهتر و متنوعتر شدنِ نیازهایِ روزمرهیِ مردم در همهیِ شاخهها، برندهایِ شخصی و گروهی هر روز بیشتر و میدانِ رقابت، به مرور تنگتر و بستهتر از پیش میشود.
این ویژگی را نمیتوان نقطهیِ ضعف یا قوت نامید؛ بلکه این قسمتی از پتانسیلِ ظهوریافتهیِ دنیایِ جدیدِ اجتماعی و فرهنگی است؛ باید آن را شناخت و با آن ارتباطی شایسته برقرار نمود، در غیرِ اینصورت، میدانِ رقابت به سادگی واگذار به کسانی میشود که آن را دانستند و بهکار گرفتند.
در بازخوردِ این رویکرد، موضوعِ رقابت به چنان زمینهای تبدیل شده است که کسبوکارهایِ کوچک، توسطِ برندهایِ بزرگتر و قویتر پشتِ سرگذاشته میشوند؛ و بدیهی است که رقابت با غولهایِ تجاری در هر کسبوکار چالشی قابلِ توجه است.
یکی از راهحلهایِ کلاسیک برایِ عبور از چالشِ رقابت، ایجاد انجمنها و تشکلهایِ گروهی است که این روش، پیش از این بارها موردِ آزمون قرار گرفته و سربلند بیرون آمده است؛ دراینراستا از آنچه که امروز بهرهوریِ انجمنها را افزایش میدهد، میتوان موارد زیر را برشمرد:
- استراتژیهایِ غیرِ متمرکز برایِ پیشگیری از بروز و ظهور کرسیهای متمرکز و لابیهایِ مافیایی در گروه یا انجمنها.
- بهروزرسانی یا هماهنگسازیِ چابکِ گروه، با ابزارها و رویکردهایِ نوینِ دنیایِ اجتماعی و اقتصادیِ امروز.
- توجه به ضرورتِ اتصالِ مؤثر با شبکههای بیشتر و گستردهتر.
- توجه به نیازهایِ حیاتی و کلیدیِ اعضایِ گروه به عنوانِ عنصرِ اصلی که موجودیت و بقای اکوسیستمِ گروه به سلامت و دوامِ آن بستگی دارد.
- سادهسازی و رفعِ تشریفاتِ بروکراتیک و دستوپاگیر در رویکردهایِ مشترکِ گروه.
- تجمیع و اِتِّحادِ سرمایههایِ پراکنده و نیروهایِ فردی در جهتهایی هماهنگ که منافعِ مشترکِ گروه را تأمین کند.
- کاهشِ هزینهها در بازاریابی و مهندسیِ فروش
- عبور از تابوهایِ تعریفشدهیِ پیشین در تعریفِ جمعیتی خاص به عنوانِ انجمن. برایِ مثال شاید نوعی شبکه سازی در بستر وب قابلِ پیادهسازی باشد که کلیهیِ امکاناتِ یک گروهِ همگرا و تأمینِ منافعِ قانونی و عُرفیِ اعضایِ آن را داشته باشد؛ و این خود الگویی منطبق با اصلِ همگرایی و همچنین رویکردِ کلاسیکِ آن است.
شاید بتوان مواردِ بیشتری را به این عوامل اضافه کرد، ولی نکتهیِ مهم آناست که هرچقدر گروههایِ همکار در کسبوکارها با یکدیگر شبکهسازیِ بیشتر و هماهنگتر ایجاد کنند و درهم تنیدهتر باشند، هر عضو، استحکامِ بیشتر و آسیبپذیریِ کمتری را تجربه خواهد کرد.
همگراییِ هماهنگِ بخشهایِ مختلفِ یک صنف، کارگروه یا جامعه آنقدر تأثیرگذار است که در تمام تجربههایِ بشری و فرابشری، میتوان نمونههایِ موفقِ آن را مشاهده کرد و برشمرد.
نمونههایی از مدلهایِ همگرا در زیر معرفی میشوند.
- بورس کالا در نظامهایِ اقتصادی جهان، همچنین در انواعِ بازارها
- سامانههایِ بروکری در کشورهایی نظیرِ انگلستان
- وبسایتهایی مانند علیبابا و آمازون
- الگوی مهاجرتِ پرندگان
- الگوهایِ مبارزه و همچنین روشِ توجه به گونهیِ آلفا در اجتماعِ حیوانات
نمونههایِ فوق مواردی انسانی و فراانسانی هستند که الگوهایِ موفقِ همگرایی را درخود نشان داده و استوار ساختهاند.
آیا شما نیز میتوانید نمونههایی بزرگ از این همگرایی را بیان کنید؟
آیا برایِ ایجادِ همگرایی در کسبوکارها میتوانید مدلی پیشنهاد دهید؟
لازم به یادآوری است؛ هر کسبوکاری چنانچه از طریقِ زیرساختهایِ همگرا، در کنارِ یک یا چند گروه مرتبط با کارِ خویش، اقدام به توانمدسازیِ خود در برخی زمینهها مانندِ شبکهسازی یا بازاریابی نماید، به معنایِ آن نیست که رویکردهایِ مستقل و اختصاصیِ خود را کنارگذاشته و خود را از انجامِ مسئولیتهایِ فردی مبرّا و بینیاز بداند. این مقاله صرفا در اهمیت توانمند شدن از طریقِ پتانسیلِ همگرایی بوده و دیگر ضروریاتِ زنجیرهیِ موفقیتِ هرکسب و کار را امری بدیهی میداند که میبایست توسط متولیانِ آن مورد توجه و رسیدگی جداگانه قرار گیرد.
توضیحاتِ متن:
- اثرِ مرکب: به معنای دستیابی به دستاوردی بزرگ درنتیجهیِ گروهی از انتخابهای کوچک و همگرا است. همچنین کتابی با همین نام توسط آقایِ دارِن هاردی نوشته شده است. ↩︎
- دکترینِ هماهنگی: شرح و معارفهای فراگیر و سترگ از هماهنگی و قوانینِ تحتِ سیطرهیِ آن ↩︎
- رویکردِ اهرمی (اهرم): رویکردی که دچارِ شدت شده است. اصطلاحِ اهرم، برای اشاره به ضریبهایِ بیش از یک و ایجادِ شدت و چندبرابری در ابزارهایِ اقتصادی و تکنیکال موردِ استفاده قرار میگیرد. ↩︎